X
تبلیغات
***************تـــســنیم
شهید عارفی که درهای عالم غیب بروی او گشوده شد
بهشت زهرا (س) ، قطعه : 24 ردیف : 76 شماره :32

شهید احمد علی نیری در تابستان 1345 در روستای آینه ورزان دماوند به دنیا آمد.

از همان کودکی به حق الناس ونماز اول وقت  اهمیت بسیاری می داد.در مقابل معصیت و گناه واکنش نشان میداد همه میدانستند که اگر مقابل احمد آقا غیبت کسی را انجام دهد با آنها برخورد خواهد کرد.

احمد آقا بسیار اهل توسل بود . در وصیت نامه خود به قرآن بسیار سفارش کرده است.از شاگردان آیت الله حق شناس بود . بعد از شهادت احمد حضرت ایت الله حق شناس از کرامات و خاطرات عجیبی از این بنده مخلص پروردگار بیان کردند و

گفتند : آقا در این تهران بگردید ببینید کسی مانند این احمد آقا پیدا می شود یا نه؟

یه روز امتحان بعد از ساعات آموزشی برگزار شد موقع نماز بود با اینکه همه ما سر صف بودیم او آهسته حرکت کرد و رفت سمت نماز خانه میدانستم نماز او طولانی است هرچه گفتم بی فایده بود .همان موقع همه ی ما را به صف کردند و وارد کلاس شدیم خیلی ناراحت احمد بودم و 20دقیقه توی کلاس نشسته بودیم و از معلم وناظم خبری نبود .معلم وارد کلاس شد و با عصبانیت گفت دستگاه تکثیر کلی وقت مارو تلف کرد تا این برگه ها آماده بشه همان موقع احمد وارد کلاس شد با اینکه معلم اخلاقی داشت که بعد از خودش کسی را به کلاس راه نمی داد به احمد گفت نیری برو بشین سرجات...احمد مشغول به پاسخ به سوالات شد فرق او با من این بود که او نماز اول وقت را خوانده بود و من ...

ما نماز میخواندیم که رفع تکلیف کرده باشیم ولی او از نماز خواندن ومناجات با خدا لذت می برد یه شب احمد در حال خواندن نماز بود از دور  او را نگاه می کردم گوبی خداوند در مقابلش ایستاده بود و او مانند یک بنده ی ضعیف مشغول تکلم بود قنوت نماز طولانی شد بعد از نماز ا ز او پرسیدم توی قنوت نماز چیزی شده بود ؟

کمی فکر کرد وگفت :چیز خاصی نبود میخواست طبق معمول موضوع را عوض کند  اما انقدر اصرار کردم که گفت : در قنوت نماز بودم که گویی از فضای مسجد خارج شدم نمیدانی آنچه که از زیبایی های بهشت و عذاب های جهنم گفته شده همه را دیدم ...

یه روز بهش گفتم من نمیدانم چرا توی این چند سال اخیر شما در معنویات رشد کردی .می خواست بحث را عوض کنداما سوالم را تکرار کردم . گفتم حتما علتی داره.گفت اگه طاقتش رو داری بشین تا برات بگم.

یه روز با رفقای محل وبچه های مسجد رفته بودیم دماوند. همه مشغول بازی بودند یکی از بزرگترها گفت احد آقا برو کتری روآب کن بیار... منم راه افتادم راه زیاد بود کم کم صدای آب به گوش رسید.از بین بوته ها به رودخانه نزدیک شدم.تا چشمم به رودخانه افتاد یه دفعه سرم را انداختم پایین  و همان جا نشستم بدنم شروع کرد به لرزیدن نمیدانستم چه کار کنم . همان جا پشت درخت مخفی شدم ...می توانستم  به راحتی گناه بزرگی انجام دهم. پشت ان درخت وکنار رودخانه چندین دخترجوان مشغول شنا بودن .همان جا خدا را صدا زدم و گفتم خدایا کمک کن. خدایا الان شیطان به شدت من را وسوسه میکند که من نگاه کنم هیچ کس هم متوجه نمی شوداما خدایا من به خاطر تو ازین گناه می گذرم.

کتری خالی را برداشتم از جایی دیگر آب تهیه کردم ورفتم پیش بچه ها ومشغول درست کردن آتش شدم.یه سختی آتش را آماده کردم و خیلی دود توی چشمم رفت و اشکم جاری بودیادم افتاد حاج آقا گفته بود هرکس برای خداگریه کند خداوند او را خیلی دوست خواهد داشت . گفتم ازین به بعد برای خدا گریه میکنم حالم منقلب بود و از آن امتحان سخت کنار رودخانه هنوز دگرگون بودم واشک میریختم ومناجات می کردم خیلی باتوجه گفتم یا الله یا الله... به محض تکرار این عبارات صدایی شنیدم که از همه طرف شنیده میشد به اطرافم نگاه کردم صدا از همه سنگریزه های بیابان و درختها و کوه می آمد!!! همه می گفتند سبوح القدوس و ربنا الملاکه والروح...

از آن موقع کم کم درهایی از عالم بالا به روی من باز شد...


شهید احمد علی نیری

نوزده ساله بود که به جبهه اعزام شد چندماه بیشتر جبهه نبود عملیات والفجر8 منطقه فاو شرکت کرد. ترکش خمپاره درست از پهلوی چپ وارد و به قلب او اصابت کرد.کمکش کردم تا بلند شود به سختی روی پای خود ایستاد به اطراف نگاه کرد و رو به سمت کربلا قرار گرفت دستش را با ادب به سینه نهاد و گفت : السلام علیک یا اباعبدالله ... یکباره گردنش کج شد  به زمین افتاد ...

***********


12:20    جمعه سوم خرداد 1392به قلم: مــــجـــاهـــد
نسیم بهشت گوارای وجودتان دختران چادری

 




دانلود تصویری ردد نشید


-  
[   ]SSSS11IH.wmv


22:53    شنبه بیست و هشتم اردیبهشت 1392به قلم: مــــجـــاهـــد
حرم حضرت خوله( خواهر حضرت رقیه خاتون )
روزنامه لبناني "الأخبار" که از رسانه‌هاي نزديک به حزب‌الله لبنان به شمار مي‌آيد، با اعلام اين خبر نوشت: در پي جوشش خون از در و ديوار و ضريح حرم حضرت خوله(س) در بعلبک، سه گروه تحقيقاتي از سوي چند تن از مراجع عظام تقليد و حوزه‌هاي علميه براي بررسي معجزه اخير در حرم حضرت خوله(س) دختر سيدالشهداء(ع)، به شهر بعلبک در لبنان اعزام شدند تا ماهيت مايع سرخ‌رنگ ترشح‌شده از در و ديوار و ضريح اين آستان را بررسي کنند که نتايج اين تحقيقات پس از دستيابي نيز به‌زودي اعلام خواهد شد.




ادامه مطلب

7:14    پنجشنبه بیست و ششم اردیبهشت 1392به قلم: مــــجـــاهـــد
گمنامانی که تا امروز نام آنها را کسی نمیداند
تصویر

نام این سربازان وظیفه که ستون فقرات عملیات فتح 8 بودند را کسی نمی داند. مردان گمنامی که از دفاع مقدس برای خود هیچ طلب مادی و دنیوی نداشتند

تصویر

29تیرماه 1366. روز قبل، عملیات چریکی فتح 8 با رمز یا رسول الله انجام شد. حسین ترکمان پری شهید شد. عباسی، مطیع نژاد ومحمود صاحبی مجروح شدند

تصویر جوان سربازی که در عملیات رشادت زیادی به خرج داد. او پیکر حسین ترکمان پری را به کشور منتقل کرد. دره‌ی شیرین در پشت سر آنها دیده می شود. او رکورد طولانی ترین حمل پیکر یک شهید به طول 180کیلومتر  را از آن خود کرد جوان سربازی که در عملیات رشادت زیادی  هم به خرج دادو اما   نام این جوان را هیچ کس نمی داند


حسن عباسی در لباس کردی . مناطق مرکزی کردستان عراق . اردیبهشت 1366

دکتر حسن عباسی در لباس کردی . مناطق مرکزی کردستان عراق . اردیبهشت 1366


21:7    یکشنبه بیست و دوم اردیبهشت 1392به قلم: مــــجـــاهـــد
برای دلسوختگان
از وبلا گ :http://delsukhtehgan.blogfa.com

این را فقط بچه شیعه می فهمد:

 

پرچم گنبد حضرت عباس (ع) بر گنبد حرم حضرت زینب (س) نصب

شد.


پرچم عبــــاس روی گـنـبـد زیـنــــب نشست
این پیام شیـعه ی پا در رکـاب زیـنــــب اسـت
ای که در ذهـــنِ پلیـــدت فکــرِ باطـل میکنی
گردنت را حضرتِ عبـاسِ ما خواهد شــکست

انشا الله


16:53    شنبه بیست و یکم اردیبهشت 1392به قلم: مــــجـــاهـــد
آسمان سیاست
 


تنها یک جمله فعلا به ذهنم میاد

دنیا تکرار تاریخ است

باقی در ادامه :



ادامه مطلب

0:58    چهارشنبه یازدهم اردیبهشت 1392به قلم: مــــجـــاهـــد
شهدا صدایم میزنند
12:23    پنجشنبه هشتم فروردین 1392به قلم: مــــجـــاهـــد
تو بگو گر اهل سفری / از زخمه غربت با خبری
شهید مجتبی بابایی زاده

سفره هفت سین شهدای صابرین در سال 88 در منطقه سیستان و بلوچستان

در ادامه :


شهید ویزش فرد



ادامه مطلب

14:0    سه شنبه بیست و نهم اسفند 1391به قلم: مــــجـــاهـــد
هفت سین
با من بیا

یاران امام زمان عج

                                                                            

از نوشته های شهید مجید خجسته


شبی درجبهه خواب دیدم.
هواپیماهای عراق مواضع ما را بمباران می کردندو برادران شهید ومجروح می شدند.
ما عزاداری می کردیم و بر سرو صورت خود می زدیم.
ناگاه در این بین علی اکبر حسین (ع) را دیدیم.
و ناراحتی ما بیشتر شدو برای وی عزاداری نمودیم.
که در این حین اباعبدالله الحسین (ع) تشریف آرودند وسر یکی از بچه ها را به سینه گذاشتند
و شروع به نوازش کردندو فرمودند:
ناراحت نباشید شما همه علی اکبرهای من هستید.

 

 

قسمتی از وصیت نامه شهید مجید خجسته
ای خوشا با فرق خونین درلقای یار رفتن      سرجدا پیکر جدا در محفل دلدار رفتن

به سفر میرویم

گوش کنید

سلام قولا من رب رحيم (يس/58)



ادامه مطلب

21:54    جمعه بیست و پنجم اسفند 1391به قلم: مــــجـــاهـــد
بیاد یک خاطره فراموش شده خودم در سال 1380
فرمانده گردانی که لیست شهدایی را ا ز امام زمان عج دریافت میدارد


(یکی از دوستان صمیمی مرحوم ابوالفضل سپهر شاعر بسیجی  نیز حاج رحیم چهره خند هستند )

شرح ماجرا از زبان حاج رحیم چهره خند برادر هادی چهره خند



ادامه مطلب

19:4    جمعه یازدهم اسفند 1391به قلم: مــــجـــاهـــد
یادمان باشد
دیشب خاطره سردار یوسف زاده از برنامه یادمان باشد رادیو ایران ساعت 21 و پانزده شب را گوش میکردم

میگفتند 48 ساعت نخوابیده بودم پشت وانت با اصغر و قاسم مینها را گذاشتیم تا ببریم دم خط مینگذاری قاسم گفت ممکنه بخاطر بیخوابی قدرت کاریت پایین باشه و شهید بشی خدا شهادتت را قبول نکنه برو نیم ساعتی بخواب عمیلیات بعدی بیا . من هم رفتم خوابیدم نیم ساعت بعد فرمانده مرا صدا کرد و گفت بگو وانتی که رفت راننده که بود ؟ گفتم قاسم

گفت پس چفیه سمت چپ قاسم است و راست اصغر

خمپاره خورده بود وسط ماشین  کل یک ادم  هفتاد هشتاد کیلویی شده بود دو تکه استخوان و تعدادی گوشت  که داخل چفیه پیچیده بودند ......

بنگر حیرت عقل و جرأت عشق را !

بگذار عاقلان ما را به ماندن بخوانند،

 راحلان طریق می دانند که ماندن نیز در رفتن است .

                                                  "   شهید آوینی "

********************************************

با شهدا صلوات بفرستیم 




ادامه مطلب

12:54    پنجشنبه دهم اسفند 1391به قلم: مــــجـــاهـــد
یک تذکر
21:0    جمعه چهارم اسفند 1391به قلم: مــــجـــاهـــد


آرشیو ماهانه

آخرین مطالب

تسنیم

وبلاگ-کد لوگو و بنر